زندگي نامه شهيد سيد محسن ميرجليلي

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 سيد محسن در تا ريخ  21/1/1346  در خانواده اي متدين و مذهبي در شهر يزد متولد شده و فر زند اول خانواده  بوده   پدرش آقاي حاج سيد احمد  ميرجليلي فرزند مرحوم آسيد علي آقا از سلسله شريف سادات حسيني و مادرش اولين  فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سيد مهدي نجفي(ره) ابن آسيد محمد ابن  آسيد عبدالبا قي ابن آسيد ابوالقاسم طباطبايي فراشاهي -امام جمعه اسلاميه - مي باشند كه از اين طريق به سلسله جليله سادات طباطبايي منتسب ميگردد.

 سيد محسن كه مصداق حقيقي خلف صالح براي آباء و اجداد خود  بوده و شايستگي  افتخا ر اين شجره  طيبه را  پيدا  كرده  است ،در آغاز جواني به منظور اعتلاء و پير و زي انقلاب و در جهت  سربلندي اسلا م عزيز جا ن فشا ني نمو ده  و  به فوز عظيم شها دت نايل مي گردد.

شهید میرجلیلی در دوران كودكي ابتدا قرائت و تلاوت قرآن مجيد را نزد سيده محترمه اي كه از نوادگان جدش آسيد ابوالقاسم طباطبا يي بودند آموزش ديده بعد دوران تحصيلات ابتدايي را در دبستا ن اسلا مي رمضاني  طي نموده ،سپس دوره راهنمايي را در مدرسه  فجراسلام گذرانيده و بعد از آن در دبيرستان رازي يزد مشغول به تحصيل بوده است كه جنگ تحميلي شروع شده و  هنگامه  دفاع  مقدس فرا رسيده بود.

 سيد محسن اگر چه هنوز نوجوان بوده  و سن و سالش كم بود اما روحيه عالي و طبعي  بز رگ داشت از صفات و خصلتهاي زيبايي برخوردار بود از جمله خصوصيات او اين بود كه خيلي مردمي و

اجتماعي بود و همكاري  كردن و كمك نمودن به ديگران را خيلي دوست مي داشت و به فعاليتها ي بسيجي و خدمت به مردم بسيار علاقه داشت.

 شهید بزرگوارجمعه ها به اسلاميه رفته براي  برگزاري نماز جمعه همكاري مي كرد.  پدربزرگش كه امام جمعه اسلامیه بودند را خيلي دوست مي داشت و به ايشا ن بسيار احترام مي گذاشت ، گاهي هم  مكبر نماز جمعه بود ،احترام به ديگران مخصوصا بزرگترها و البته پدر و مادر و پدر بزرگ و مادر بزرگ پدري و ما دري را به نحو احسن مراعات مي نمود ، هم  كلاسي ها و دوستان بسيجي اش همه از اخلاق و رفتارش تعريف مي كردند و او را  دوست مي داشتند.

به بيانات و سخنراني امام خميني(ر ه) و ديگر بزرگان با دقت توجه مي كرد ، به شركت در مجالس ديني و مذهبي خيلي علاقه داشت و تلاوت قرآ ن را خيلي دوست  مي داشت.

در اوايل سال دوم دبيرستان بود كه به دفاع مقدس اولويت داده و با ا صرار زياد در آموزش نظامي بسيج ثبت نام نمود و پس از گذراندن دو ماه دوره مربو طه به شدت حال و هواي رفتن به جبهه را پيدا كرده بود و شور و شوق به دفاع از اسلام و مملكت آن قدر زياد داشت كه هيچ چيز نمي توانست او را از اين كار باز دارد .

سرانجام در زمستان سال 1361 پس از عزيمت به جبهه و شركت در عمليات والفجر مقدماتي  هيچ خبري از او نيامد.پدر و مادر و همه فاميل و دوستان چشم به راه در انتظار ديدارش  بودند و

چاره اي جز صبر نداشتند تا اينكه بعد از 12 سال از طرف بنياد شهيد اعلام گرديد سید محسن   در ماه بهمن  همان سال به درجه عظماي  شهادت نايل آمده و توسط گر وه تجسس پلا ك نا م او و آثاري از پیکر پاکش پيدا شده كه به همراه پیکر مطهر سایر شهدا به يزد آورده شد و  باعز ت  و  احترام و اقامه نماز باشكوه توسط امام جمعه محترم يزد آنها را در قطعه شهداء خلدبرين به خاك  سپردند.

 روحش شاد و يادش گرامي باد ......

                                       تهیه و تنظیم :سيد ابوالحسن نجفي  

                                                                                             اردیبهشت89

طباطبا
شجره نامه
کرامات
خاندان
علمای یزد
پایگاه های مذهبی
قصص
مقالات
زندگي نامه
خاطرات
پيوندها
نگارخانه
تماس با ما
صفحه اصلی
آرشیو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کليه حقوق  سایت متعلق به مدير سايت بوده و هر نوع برداشت از آن  شرعا و قانونا تنها با ذکرمنبع مجاز است